فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

15

سلوك الملوك ( فارسى )

« شرح طوالع » و « شرح محاكم » و « تفسير قاضى بيضاوى » داشته و شرحى بر « مقاصد » تفتازانى و كتابى در شرح حال و سيرت جمال الدين اردستانى فراهم آورده و هم كتاب « كشف الغمه » از على بن عيسى اربلى را به فارسى تلخيص كرده است . علامهء مرعشى اين اطلاعات را از مآخذ خطى موجود در كتابخانهء خود نقل كرده و البته ضامن صحت‌وسقم همهء آنها نشده‌اند . مثلا در مجموعهء بىنام‌ونشانى كه مورد مراجعهء ايشان بوده « سلوك الملوك » به عنوان كتابى در تاريخ ملوك ازبكيه معرفى شده و از فضل اللّه به عنوان متصدى منصب قضا در شيراز و اصفهان و مصر و حرمين و ماوراء النهر نام رفته است و حال آنكه ما مىدانيم نه سلوك الملوك ربطى به تاريخ ازبكيه دارد و نه خبر قضاوت مؤلف آن در شيراز و مصر و حرمين و غيره مقرون به حقيقت است . در اين مقام به جاى بحث از اين جزئيات به تجزيه و تحليل ابعاد مختلف شخصيت فضل اللّه مىپردازيم . پيش از همه با شخصيت فضل اللّه به عنوان نويسنده و شاعر آشنا شويم كه كم‌بهاترين و بىرمق‌ترين جنبه‌هاى وجود اوست . سبك پرتكلف و ناهموار فضل اللّه حتى در « تاريخ عالم‌آرا » كه يادگار دوران جوانى و نشاط اوست ، خواننده را ناراحت مىكند . « مهمان‌نامهء بخارا » نيز به تعبير خود نويسنده مشحون از « تشبيهات غريبه و كنايات عجيبه » است و « سلوك الملوك » را از نظر نويسندگى نمونهء ركاكت بيان و سستى و تعقيد بايد بشمار آورد . چه در اين كتاب وى با متون فقهى عربى سروكار داشته كه در بيشتر موارد به ترجمهء لفظ به لفظ آنها اكتفا ورزيده و كلام خود را سردتر و ثقيلتر و متكلفتر ساخته است . شعر فارسى فضل اللّه هم ممتازتر از نثرش نيست . در سلوك الملوك نمونه‌هاى اندكى از شعر او را داريم و در مهمان‌نامهء بخارا بيشتر ( در حدود 850 بيت ) و بدينگونه با احتساب آنچه در « عالم‌آرا » آمده قسمت قابل ملاحظه‌اى از گفتار منظوم او به دست ما رسيده است . در « منشآت السلاطين » فريدون بيگ يك شعر فارسى ، و قطعه‌اى ديگر به تركى آمده است كه « خواجه ملّاى اصفهانى » از ماوراء النهر براى سلطان سليم پادشاه عثمانى فرستاده است . در شعر تركى نام و تخلص شاعر ذكر نشده و سرايندهء آن كه خود را « خواجهء خسته و محزون » مىخواند مىگويد كه پيشتر در خراسان و خوارزم و بالكان زندگى مىكرده است . وى سلطان سليم را مهدى